ديد و بازديد نوروز 1392 محمد طه
سلام پسر عزيزم امسال اولين بهار و اولين نوروزي بود كه شما تو بغل ما بودي امسال سال تحويل رفتیم آمل خونه عزيز جون و سال تحويل كنار اونا بوديم. بعد هم كه كلي رفتي عيد ديدني و خيلي هم به شما خوش گذشت وروجك من چون همش تو بغل بودي بعداز كلي مهموني رفتن روز 5 عيد برگشتيم تهران چون بابا رضا بايد مي رفت اداره. و چون مامان زهره اينا هم مشهد بودن من و شما تا ظهر كه بابايي بياد توي خونه تنها بوديم و كلي هم استفاده كرديم. بعد از اون يكشنبه 11/1/92 به اتفاق دوست بابايي رفتيم اصفهان اونجا هم خيلي خوش گذشت هم به شما هم به ما هر چند كه موندن طولاني مدت توي ماشين اذيتت مي كرد و شما هم من رو اذيت مي كردي ولي در كل خوب بود و خوش گذشت تاريخ 14/1/92روز چهار شنبه برگشتيم خونمون.عشق ماماني ان شا اله كه 1000 ساله بشي و همه ساله عيد بهت خوش بگذره دوست دارم پسرم.
گزارش تصويري سفرهاي نوروزي محمد طه
مازندران - آمل
لحظه تحويل سال امامزاده ابراهيم بودي

مزار شهدا هم رفتي و اونجا كلي شيريني خوردي

بعد از سال تحويل رفتيم دريا و شما با پدر بزرگ عكس يادگاري انداختي

اينجا هم حياط خونه عزيز جونه

خونه خاله بابا هم رفتيم و از هنر هاي ايشون استفاده كرديم



خونه عمه بابا كه خيلي هم با صفا بود دورت بگردم كه انقدر قشنگ نشستي انگار اومدي خواستگاري

ضحي و نفيسا (دخترهاي عمه جون) كه خيلي شما رو دوست دارن

اصفهان
نزديك قم شما خسته شدي از ماشين پيادت كرديم تا آب و هوايي عوض كني و الان مشغول عوض كردن آب و هوا هستي

تله كابين صفه




چهل ستون

سي و سه پل


راستي پل خواجو هم رفتيم ولي چون شمادر خواب ناز بودي امكان نداشت ازت عكس بندازيم
منار جنبان
قربون اون لبات بشم قند عسل كه اين كار رو تازه ياد گرفتي و با آب دهنت همه رو خيس آب مي كني

امارت عالي قاپو





اينجا هم اخم كردي و حوصله نداري چون خوابت مي ياد نازنينم

هر چند كه خوابت مي يومد ولي من و بابا مصمم داريم ازت عكس مي ندازيم

چون از اين اسب ها خوشت اومده بود بابارضا شما رو برد تا از نزديك نگاه كني ولي انقدر با تعجب به اسب ها نگاه مي كردي كه خود اسبه كلي خجالت كشيده بود

كاشان- نياسر
آخه پسرم تو چرا انقدر عاشق آبي همش مي خواستي خودتو از توي بغلمون پرت كني توي آب حسابي هم گرمت بود

قربون اون انگشتت بشم ماماني؛ اينجا تازه لي لي، لي لي حوضك و كلاغ پر ياد گرفتي و همش انگشتت آمادس كه كلاغ پر كني


اينجا هم گلابگيري؛ كه داشتن عرق دارچين مي گرفتن

بالاخره بابا شما رو به خواستت رسوند و گذاشت چند دقيقه اي دست به آب بزني و لباست رو خيس كني

بعد هم برگشتيم خونه؛الهي مامان برات بميره انقدر بازي كرده بودي و خسته بودي كه وقتي از حمام اومدي نفهميدم چه جوري خوابت برد از 8 شب خوابيدي تا 10 صبح فردا قربونت بشم پسر گلم



البته در آخر هم اضافه كنم محمد طه خان، تمام اين عكسها رو بابا انداخته البته با همكاري و شكلك درآوردن، ادا و اصول درآوردن ماماني


ديد و بازديد نوروز 1392 محمد طه
